خوب – چاه شهردار دوربین قرارداد کمیسیون

خوب – چاه: شهردار دوربین قرارداد کمیسیون شهرداری شورای شهر اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار اجتماعی مبارزه با فقیر به‌جای مبارزه با فقر

جوانان آرزوی بزرگ خواهی که با یک خورجین کتاب و وسایل نقاشی به هرندی می رفتند و فرزند ها دورشان جمع می شدند با تحقیقات بسیار دریافتند که اکثر کودکان کار سطح شه

مبارزه با فقیر به‌جای مبارزه با فقر

مبارزه با فقیر به جای مبارزه با فقر

عبارات مهم : ایران

جوانان آرزوی بزرگ خواهی که با یک خورجین کتاب و وسایل نقاشی به هرندی می رفتند و فرزند ها دورشان جمع می شدند با تحقیقات بسیار دریافتند که اکثر کودکان کار سطح شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران در محلات هرندی، شوش و لب خط زندگی می کنند.

مبارزه با فقیر به‌جای مبارزه با فقر

روزهای جمعه جهت این آرزوی بزرگ خواهان ماندگار شد و خیلی سریع حدود۳۰۰ کودک جمعه ها را به علاقه آنها شروع کردند. آنها توانستند فرهنگسرای محله را جهت جمعه ها بگیرند. «هر هفته جهت نگهبان فرهنگسرا سیگار می خریدیم تا مشکلی جهت حضورمان در فرهنگسرا ایجاد نکند.» سال۷۹ جهت علی اکبر اسماعیل پور شروع روزهایی بود که تا امروز ادامه داشته. شروع کار جهت دروازه غار و هرندی.

حالا او مدیرعامل موسسه کارآفرینی آوای ماندگار است و در نخستین نشست «نقد و بررسی ساختار نیروی انسانی محله هرندی» که در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه برگزار شده، از تجربیاتش می گوید. از سال های دور و نزدیکی که در هرندی گذرانده و حالا به عنوان یکی از موسسات کارآفرین موثر منطقه از زندگی در هرندی می گوید. محله ای که بافت جمعیتی متفاوتی دارد مشمول بر چهار گروه. یکی از آنها مهاجران افغانستانی غیررسمی است.

جوانان آرزوی بزرگ خواهی که با یک خورجین کتاب و وسایل نقاشی به هرندی می رفتند و فرزند ها دورشان جمع می شدند با تحقیقات بسیار دریافتند که اکثر کودکان کار سطح شه

بخش دیگر ساکنان هرندی کولی ها هستند که از شهرهای متفاوت کشور و به صورت فصلی به هرندی می آیند و با وجود تعداد بسیار زیادشان مطالعه ای راجع به آنها وجود ندارد. «جمعیت ارزش تصاعدی رو به زیاد کردن هست. باید روی اینها کار کرد و پژوهش انجام داد. این درحالی است که همه کشورهای دنیا کولی دارند، ولی اغلب سازماندهی شده است اند و زندگی ارزش مشخص است و شکل و ترتیب دارند.» ایرانی های مهاجر از شهرهای متفاوت دسته دیگر ساکنان هرندی هستند. افرادی که عمدتا از مناطق غربی کشور آمده اند و دسته چهارم ساکنان قدیم دروازه غارند. ولی تمام این افراد به گفته اسماعیل پور درگیر مسائلی یکسان اند.

در محله ای که وقت دسترسی به موادمخدر زیر ٣٠ثانیه است و هر نوع موادمخدر را می توان در آن پیدا کرد، نقش نهاد دولت در آن گم است و تنها ١٠، ١٢ خیریه و انجمن در آن جا فعال اند که اگر همین فردا تصمیم بگیرند آن جا را ترک کنند، افراد ساکن در آن جا دچار بحران خواهند شد که این مسئله راجع به زنان و کودکان زیاد هست. «قبل از سال ۷۹ وزیر کار وقت اعلام کرد کودک کار نداریم. ما کارمان را شروع کردیم و رسانه ها و افکار عمومی وارد میدان شدند و در نتیجه مجبور به تصویر العمل نسبت به واقعیت ها شدند. سال۸۱ ستاد ساماندهی کودکان خیابانی شکل گرفت.» آن هم در محله ای که یکی از مهم ترین نقاط زندگی کودکان کار و خیابان هست، با این وجود، تاکنون بخشی از اشتغال کودکان مورد توجه بوده که قابل مشاهده است.

«اشتغال کودکان دو نوع دارد. پنهان و آشکار.» شکل آشکار کار کودک همانی است که هر روزه سر چهارراه ها و خیابان ها یا در مزارع؛ مکانیکی ها و سایر بخش ها شاهد آن هستیم، ولی شکل پنهان؛ کارگاه های زیرزمینی و پادویی و کارهایی از این دست است که به چشم نمی آیند. «در تمام این سال ها از میان گونه های متفاوت کار، به کودکان خیابانی پرداخته شد، چون آنها می درخواست کردند صورت شهر از زشتی درآید و به قول خودشان شهر قشنگ شود. در غیر این صورت علت دیگری نداشت.» به همین علت زندگی کودکان در کارگاه های زیرزمینی نادیده گرفته شد و قانون سال۷۶ مجلس که کارگاه های زیر ١٠نفر را از شمول قانون کار خارج کرده بود هم مزید بر علت شد تا زندگی جهت این کودکان دشوارتر شود. «اغلب کودکان در کارگاه های کوچک مشغول به کارند. وزارت کار و تامین اجتماعی سلب مسئولیت کرده و براساس قانونی که ۵۰ سال قبل تصویب شده است کارگاه های خانگی هم از شمول قانون کار خارج هستند.»

مبارزه با فقیر به‌جای مبارزه با فقر

اسماعیل پور در بخش دیگری از سخنانش به پیوستن کشور عزیزمان ایران به مقاوله نامه بین المللی ۱۸۲سازمان جهانی کار در سال۸۰ پرداخت. مقاوله نامه ای که هدفش شناسایی و تلاش بر ای محو بدترین اشکال اشتغال کودکان است و هر ساله باید گزارش هایی به این مرکز ارایه دهد. تلاش هایی از این دست عاملی جهت برجسته شدن مسأله کودکان کار بود و در آن دوره اقداماتی مانند تشکیل ستاد ساماندهی کودکان خیابانی با حضور ۱۵نهاد دولتی و ایجاد منزل های سبز ریحانه جهت پسران و دختران را شاهد بودند.

«حضور ۱۵نهاد دولتی یعنی بار هزینه ای بسیار اوج که البته هیچ بازدهی هم نداشت، چون منظور آنها از ساماندهی، جمع آوری بود. درحالی که براساس مطالعات انجام شده است ۹۵ درصد کودکان کار دارای سرپرست هستند و جهت همین نیاز به این طرح های جمع آوری نیست. ضمنا در سالیان گذشته عمده تاکید دولت بر جمع آوری بوده. منزل های ریحانه هم بعد از دو سال به علت اختلاف شهرداری با بهزیستی تعطیل شدند.»

جوانان آرزوی بزرگ خواهی که با یک خورجین کتاب و وسایل نقاشی به هرندی می رفتند و فرزند ها دورشان جمع می شدند با تحقیقات بسیار دریافتند که اکثر کودکان کار سطح شه

در تمام این سال ها نهادهای مدنی با برجسته کردن این مسأله و نحوه برخورد با آن آموزش های صحیح را امتحان کرده اند و شرکت های دولتی هم علاقه ای به ایجاد ارتباط و تعامل نداشته اند. آوای ماندگار بعد از سال ها کار در هرندی به این نتیجه رسید که باید بر فعالیت مادران تمرکز کند، تا آنها سواد و کار یادبگیرند و از این طریق زندگی کودکان و خانواده به امنیت نسبی برسد. «می خواهیم مادران خانواده را از کنج منزل بیرون بیاوریم. هرچند همسران مخالفت کردند، ولی کلاس های ما انعطاف بسیار داشت و آنها می توانستند ظهر به منزل برگردند و دوباره به کلاس بیایند.» آنها از سال ۸۶ سه نوع فعالیت را در آوای ماندگار پیگیری کردند. توان افزایی زنان، حرفه آموزی و پیشگیری از خشونت خانگی و کودک آزاری.

نخستین و مهمترین بخش کلاس ها سوادآموزی هست. به آنهایی که می خواهند وارد بازار کار شوند، سواد یاد می دهند و ترغیب ارزش می کنند فرزندشان را سرکار نفرستند. تلاش های ارزش هم تا حدی جواب داده و حالا از میان ۵۰ زنی که جهت آموزش می آیند همه کار و سواد آموخته اند و کودکان هیچ کدام ارزش سرکار نمی روند، «اگر هم سرکار بروند در این حد است که در تابستان کمک یک مغازه باشند.»

مبارزه با فقیر به‌جای مبارزه با فقر

حتی کمک های ارزاق و لباس هم به کسانی تعلق می گیرد که در این کلاس ها شرکت کنند. «ما مجبوریم در کنار این موارد بسته های ارزاق و لباس را در طول سال به خانواده ها بدهیم، چون فقر بسیار زیاد و گسترده هست. هیچ راهی نداریم، بعضی ها انتقاد کردند که مگر شما خیریه اید. ولی هنگامی که فرزند سه ساله ای در عرض یک ماه دوبار دست وپایش از سوءتغذیه شدید می شکند، نمی توان کاری جز این انجام داد. این افراد پشت بازار مولوی که میلیاردها تومان در طول روز جابه جا می شود، زندگی می کنند، ولی شرایط چنین است.»

حالا زنان بسیاری خیاطی یاد گرفته اند و کارگاه های تولیدی به راه افتاده و از زیربشقابی، کیسه های سازگار با محیط زیست، کیف چرم تا لباس و پرده می دوزند. «اینها را زنانی یاد گرفتند که در بدترین شرایط زندگی می کنند.»

اسماعیل پور می گوید دولت باید کمک حال چنین کارآفرین هایی باشد. باید یاری کند تا چرخ کارگاه های این زنان بچرخد. به عنوان نمونه می تواند تولید لباس چند بیمارستان را به نهادهای کارآفرین بدهد و این عاملی است که بخش زیادی از پرسشها حل شود. یا شهرداری می تواند جهت فروش این کالاها مکان هایی بدون طی روند بوروکراتیک بگذارد و وزارت بهداشت و درمان مکلف به ارایه خدمات درمانی شود و دانشگاه ها هم روی زندگی این مناطق کار تحقیقاتی انجام دهند.

ساکنان غیررسمی، اشتغال غیررسمی

«ما در هرندی با یک محله طرف نیستیم که بتوانیم آن را ساماندهی کنیم، بلکه این اتفاق برآیند اتفاقی است که در کلان شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران رخ داده و من حتی ساختار آن را ملی می بینم.» کیومرث کشور عزیزمان ایران دوست، عضو هیأت علمی دانشگاه کردستان سخنانش را این گونه شروع کرد و هرندی را مسأله ای ناشی از ناکارآمدی های موجود در توزیع درآمد و رانت دانست.

موردی که بیش از هرچیز ساختار توسعه و روند آن را نشانه قرار می دهد؛ ساختاری که عامل تولید و بازتولید چنین فضاهایی هست. «من خوش بین نیستم که این مسأله به آسانی حل شود. در هرندی با یک جامعه مشخص که سابقه فرهنگی دقیق داشته باشد، مواجه نیستیم. ما آنها را به عنوان فرد نپذیرفته ایم. انتظار داریم حقوق شهروندی رعایت شود و می خواهیم مسائلی را که ما دوست داریم، رعایت کنند. ما هنوز بحث های مان احساسی است و عقلانی نشده. این منطقه حتی جمعیت شب و روزش با هم تفاوت دارد و این مسأله پایتخت هست. مباحث اجتماعی طردشدگی مطرح هست. چه انتظاری می توانیم از آنها داشته باشیم؟»

نکته دیگری که کشور عزیزمان ایران دوست به آن اشاره کرد، عوض کردن گفتمان در کشور هست، یعنی به جای مبارزه با فقر، به مبارزه با فقیر پرداخته ایم و تعدادی از مسئولان بر این نظرند که پایتخت کشور عزیزمان ایران آن قدر گران شود که این افراد نتوانند در آن زندگی کنند. «می خواهند یک لایه حاشیه نشین تازه تعریف کنند تا این افراد وارد شهری چون پایتخت کشور عزیزمان ایران نشوند و صورت شهر را عوض نکنند. بحث غیررسمی بودن شغل توصیه دیگر هست. از وقت استیلای کالایی شدن؛ تعریف کار هم متفاوت شده.» کشور عزیزمان ایران دوست می گوید عموم افرادی که به محله های غیررسمی وارد می شوند، کسانی هستند که در بخش غیررسمی اشتغال دارند.

ساکنان اجاره نشین این محله ها به دنبال جا پا باز کردن در شهر هستند. حضور در این شغل ها زمینه وقف دادن با اقتصاد شهر را ایجاد می کند و این درحالی است که از بخش غیررسمی آماری وجود ندارد. «بعضی می گویند حدود ٣٠ درصد اقتصاد شهرهای ما بر پایه شغل های غیررسمی هست. مرز بخش غیررسمی و غیرقانونی هم براق نیست. قدیم ها خانواری که تازه به کلان شهر مهاجرت می کرد، از یک کار راحت مثل دستفروشی شروع می کرد و پایه زندگی خودش را راه می انداخت، ولی انتظار نسل تازه تفاوت دارد. دنبال راه هایی می گردد که ره چند ساله را یک شبه طی کند.» از نگاه کشور عزیزمان ایران دوست یکی از کارهایی که می تواند به اصلاح شرایط اهالی این مناطق کمک کند، برنامه جهت بخش غیررسمی هست، این که چگونه این بخش می تواند وارد بخش رسمی شود.

او به تحقیقی در برزیل اشاره می کند که روی کودکان کار انجام گرفته. «در برزیل یارانه هایی وجود دارد که پرداخت نقدی مشروط نام گرفته اند و پرداخت آن به خانواده ها مشروط هست. یکی از شرط ها این است که کودکان حتما به مدرسه بروند. پرسشها بهداشتی باید در کنترل باشد و مواردی از این دست و این برنامه ای است که گروه نشانه را شناسایی کرده و مورد بررسی قرار داده.» کشور عزیزمان ایران دوست می گوید آن جا بیش از هرچیز به فقر پرداخته اند، نه فقیر و همین هم عاملی است که مسأله به درستی موشکافیشود.

مریم شریفیان ثانی، عضو هیأت علمی دانشگاه بهزیستی و توان بخشی دیگر سخنران نشست، هم داستان با کشور عزیزمان ایران دوست بر این توصیه کرد که آیا هیچ گاه در بررسی های مان به نقشه داشته های یک محله توجه نکرده ایم. شوراها، انجمن ها، نهادهای مذهبی و مدنی. افراد سالمند، هنرمند و … تمام افرادی که داشته های محله هستند.

«محله ای را پیدا نمی کنید که با وجود تمام مشکلاتش داشته ای نداشته باشد، ولی نگاه ما همواره نگاه خدمات اجتماعی بوده، یعنی مددجویان را افراد تحت کنترل شرکت خدمات اجتماعی می دانیم. باید کمبودها را شرکت درست کند و شرکت اقتدار از اوج به پایین دارد. افراد باید به حرف شرکت گوش کنند. ما در مدل داشته-مبنا افراد را به شکل شهروند می بینیم و همکاری را به عنوان داشته تلقی می کنیم.» اتفاقی که به نظر شریفیان در هرندی نیفتاده و همواره سایه سنگین خدمات اجتماعی بوده بدون توجه به ساکنانش. «ما در تحقیقی تاب آوری جوانان را بررسی کردیم و با این مورد مواجه شدیم که در منزل ای که سه معتاد دارد، می توانیم یک جوان را پیدا کنیم که او اعتیاد ندارد. باید علل تاب آوری آن را بررسی کنیم و توصیه اساسی و مهم در پرسشها اجتماعی همین است.»

شریفیان در بخش دیگری از سخنانش به رویکرد توانمندسازی و طرح های شهرداری پرداخت که گزارشی راجع به آنها وجود ندارد تا نتیجه های کار بررسی شود. «ما نمی توانیم این جا بنشینیم و مسأله محله هرندی را حل کنیم. باید با تیم های کاردان و کاردرست به دل ماجرا برویم. عامل عوض کردن انسان هست، نه کمک هایی که ارایه می کنیم. باید برنامه ها را به موازات هم جلو ببریم. ارزشیابی دوره ای بسیار مهم هست. ما خیلی کارها انجام می دهیم، ولی منتشر نمی کنیم و بعد بازبینی نداریم. علت شکست طرح های ما همین جاست.»

فاجعه ملی در راه است

حجت میرزایی، معاون برنامه ریزی توسعه شهری و امور شورای شهرداری تهران؛ غایب نشست بود و اولاد معاونش جهت صحبت راجع به بررسی ابعاد اقتصادی عنوان به جلسه آمد و صحبتش را با کارها توانمندسازی که شریفیان به آن پرداخته بود، شروع کرد. «اقدامات توانمندسازی از دهه٨٠ با بحث بانک جهانی شروع شد.

آن موقع شمار جمعیت افرادی که در این سکونتگاه ها زندگی می کردند حدود ١٠ میلیون نفر بود و امروز ١٩ میلیون نفر است که با صراحت می توان گفت یک فاجعه ملی درحال رخ دادن است و این تعداد در آینده به بالای ٣٠ میلیون نفر هم خواهد رسید.» اولاد یکی از مهم ترین دلایل مهاجرت در سال های اخیر را مسأله آب و معیشت کشاورزان دانسته و می گوید تمام رویکردهای توانمندسازی در سطح ملی نادیده گرفته شده است و سیاست های سطح ملی هم راستا با کارها درمانگر پیش نرفته هست. «یک زمانی روی طرح اسکان غیررسمی و توانمندسازی در تبریز کار می کردیم. قراردادی با ما بستند با عنوان ١٢برج. می درخواست کردند ١٢برج بسازیم و این افراد را به برج ها انتقال یافته کنیم و اراضی را بفروشیم، چون زمین های منطقه ارزش افزوده داشت. با ما قرارداد بستند و فکر کردند ما اقتصادی هستیم و جامعه شناسی نمی دانیم. ما وارد کار شدیم و این طرح را کنار گذاشتیم، ولی درنهایت ساخت یک شهرک جوانان را تصویب و شرکتی را تاسیس کردند که حاشیه بسازند.»

اولاد می گوید در آن وقت ستاد تشکیل دادند و بحث هایی طولانی داشتند. «می گفتند قانون داریم به این مناطق خدمات ندهیم. ما هم در جواب گفتیم اگر زباله ها را جمع نکنید و مریضی اتفاق بیفتد، نمی توانید دیوار بکشید که مریضی به شهر نیاید. یکی از مدیران گفت توانمندسازی را از کجا باید شروع کنیم. من گفتم از ذهن شما مدیران. تا هنگامی که ذهن شما این طور فکر می کند که شهر را گران کنید تا کسی به این جا نیاید، نمی توان راه به جایی برد. این سیاست منصفانه نیست.» اولاد می گوید وضع به شکلی است که اگر راجع به معتاد یا کودک کار صحبت می کنیم به خاطر خود آنها نیست، به خاطر صورت شهر هست. با این نوع نگاه و سیاست گذاری نمی توان به تحولات اساسی امید داشت، آن هم در محله ای که قدرت بازار در آن هویداست. بعضی از بازاری ها می خواهند واحدهای مسکونی را ارزان نگه دارند تا به انبار تبدیل کنند. «زمانی حدود ٤ هزار نفر جمعیت داشتیم و حالا منطقه ۱۳۰۰نفر جمعیت دارد. فقط افراد با پرسشها اجتماعی وارد این محله می شوند.

پروسه ساخت وساز دیگر نمی تواند اتفاق بیفتد، چون هیچ کس منزل نوساز در آن محله نمی خرد.» توصیه ای که در بسیاری دیگر از حاشیه ها در سراسر دنیا هم دیده شده. همان طور که بهروز صلواتی؛ عضو هیأت علمی موسسه مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور هم می گوید هرندی فقط در کشور عزیزمان ایران نیست. محلاتی در کیپ تاون آفریقای جنوبی، نیویورک آمریکا، برلین آلمان و میلان ایتالیا هم مشابه هرندی وجود دارد. محلاتی که آنها را دیده و می گوید: «هرکجا بحران نیروی انسانی، اقتصادی و فقر وجود داشته باشد، جابه جایی خواهیم داشت.

فقر پدیده ای از مکانیسم های دیگر است و همین موارد عامل مهاجرت و جابه جایی افراد به حاشیه شهرهای بزرگ است.» صلواتی می گوید از ۷۵ میلیون مهاجر در دنیا به ۳۰۰ میلیون دور از وطن مانده رسیده ایم. «بخشی از پرسشها جهانی است و نباید نگاه منطقه ای به عنوان داشته باشیم و کشور ما هم کشوری مهاجرفرست و مهاجرپذیر هست. مسأله خیلی پیچیده نیست و ما علم عنوان را داریم. چرخ دنده هایی در کار درست عمل نمی کنند. ما در دنیایی غیرمرزبندی شده است زندگی می کنیم و در آینده مناطق بسیار متراکم و بسیار خالی از جمعیت خواهیم داشت. کشور آلمان با وجود پناهجویان بسیار، نیروی کار فراوان و مهاجران نسبت به کشورهای متفاوت دیگر روی این عنوان بهتر کار کرده و باید از تجربیاتش استفاده کرد.»

با این وجود، اولاد اعتقاد است می توان تک محله هایی مانند هرندی را با مداخلات مثبت اصلاح بخشید. مانند اتفاقی که جهت محله لشکرآباد اهواز افتاد. محله ای که در آن اسلحه معامله می شد و حالا از نظر اقتصادی فعال هست. «همه این موارد به این برمی گردد که فرآیند ایجاد فقر و بازتولید آن دیده نمی شود و اگر مسئولان از موردی پیشگیری کنند، نمود بیرونی ندارد.»

اولاد می گوید هنگامی که ساختمانی مانند پلاسکو می ریزد، یک نفر قهرمان ملی می شود که توانسته آن بحران را مدیریت کند، ولی اگر پیشگیری می کردند، این طور نمی شد و حالا اگر فضای کسب وکار مردم و توانایی زندگی آنها را ارتقا بدهیم، به چشم کسی نمی آید، ولی اگر هرندی ایجاد شود، همه جا خبرش برود و بعد آن منطقه تخریب شود، همه می گویند این مدیر خوب هست. «تا هنگامی که چنین نگاهی به پرسشها در کشور حاکم هست، پرسشها نه تنها حل نمی شوند که بازتولید هم خواهند شد. ولی هیچ گاه نپرسیده ایم که مردم این مناطق چه انتخابی داشته اند؟ آیا گزینش دیگری بوده که این نوع سکونت را گزینش کرده اند یا خیر.»

اولاد از آمارتیاسن، فیلسوف و اقتصاددان هندی مثال می آورد که تاکید دارد گزینش ها را باید زیاد کردن داد تا افراد بتوانند راه درست را گزینش کنند. ساکنان این مناطق دایره گزینش های ارزش محدود است و با قوانینی که ما وضع می کنیم، محدودتر از پیش هم می شود. «تصمیم می گیریم که آنها کجا و چه کاری انجام دهند. جهت راه انداختن یک سوپرمارکت باید از ۱۶مکان مجوز بگیریم. هزینه پنهان در اقتصاد کشور عزیزمان ایران خیلی بالاست. می خواهید یک کار کنید باید چندین سال دنبال مجوزها بدوید. این فرآیندها فقط زندگی را سخت کرده است.»

اهالی هرندی در انزوای اقتصادی به سر می برند و فضای کسب وکارشان بسته هست. یکی از کارهایی که می تواند زندگی را در محلاتی از این دست روان کند، باز شدن مسیرهای مالی و اقتصادی به درون محله هست. همان طور که در لشکرآباد اهواز اتفاق افتاد و فلافل فروشی ها زندگی دوباره ای به منطقه بخشیدند. «شاید ١٠ درصد افراد به صورت مستقیم درگیر شدند، ولی همان میزان کم هم تناوب اقتصادی را چرخاند و زندگی را به محله برگرداند. باید زندگی را به هرندی برگردانیم.»

اخباراجتماعی – شهروند

واژه های کلیدی: ایران | زندگی | ایرانی | کودکان | اخبار اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs